محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
473
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
دارند و ما بر آنها قدرتى نداريم . هماكنون بردگان شما با آنها مىجوشند و باديهنشينان اطراف شما به آنها پيوستهاند . آنها در ميان شما زندگى مىكنند و هر مشكلى را كه بخواهند بر شما تحميل مىكنند . آيا براى خواستههاى خود تواناييد ؟ كارى كه پيش آمده از جاهليّت است . شورشيان يار و ياور دارند . اگر براى كيفر دادنشان حركتى آغاز شود ، مردم به چند دسته تقسيم مىشوند : گروهى خواستههاى شما را دارند و عدهاى بر خلاف شما فكر مىكنند و گروهى نه اين را مىپسندند و نه آن را . پس صبر كنيد تا مردم آرام شوند و دلهاى مضطرب در جاى خود قرار گيرد و حقوق از دست رفته ، با مدارا گرفته شود . اكنون مرا آسوده گذاريد و در انتظار فرمان من باشيد . كارى نكنيد كه قدرت ما را تضعيف كند و اقتدار امّت ما را متزلزل سازد و سستى و زبونى به بار آورد . اين جريان سياسى را تا مىتوانم مهار مىكنم ، امّا اگر راه چارهاى نيابم با آنان مىجنگم ( كه سرانجام درمان ، داغ كردن است ) . واژهشناسى المجلبون : كسانى كه در جايى گرد آمدهاند . شوكتهم : نيرو و قدرتشان . خلالكم : آنچه در بين شما جارى است . يسومونكم : شما را به زحمت مىاندازند . مسمحة : آسان و رام . المنّة : قدرت . الكىّ : در اينجا منظور كشتن است .